تبليغاتX
مرگ عاشقی - دوستت دارم

چگونه بگويم دوستت دارم ... تو را که از خرابه هاي بي کسي به قصر سپيد عشق هدايتم کردي ...

عاشقي بي قرار و ياري با وفا براي خويش ساختي .... آهو بره اي شدي که دوستي گرگ را پذيرفتي و براي اشکهاي او شانه هايت را ارزاني داشتي و با صداقت عاشقانه ات دلش را به دست آوردي.

تو را که سالها در خيالم سايه ات را مي ديدم و طپش قلبت ر ااحساس مي کردم و به جستجوي يافتنت به درگاه پروردگار دعا مي کردم. که خدايا پس کي او را خواهم يافت؟

تو را که همزمان با تولدت در قلبم همه چيز را فراموش کردم . برايم همه اسمها بيگانه شدند و همه خاطرات مردند.

دستم را به تو ميدهم. قلبم را به تو ميدهم فکرم را نيز به تو ميدهم. بازوانم را به تو مي بخشم و نگاهم از آن توست و شانه هايم که نپرس. ديگر براي من غريبه اند و تمامي لحظات تو را مي خواهند و براي عطر نفسهايت دلتنگي مي کنند...

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 23:18 توسط زهرا |

زمان!به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست........
بوسیدن قول ماندن نیست.........
وعشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست...................







نگو بار گران بودیم و رفتیم

نگو نامهربان بودیم و رفتیم

بگو با دیگران بودیم و رفتیم









مي روم شايد فراموشت کنم
با فراموشي هم آغوشت کنم
گرچه تو تنها تر از من مي شوي
آرزو دارم تو هم عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را
تلخي برخوردهاي سرد را
آرزو دارم بفهمي عشق را
سردي اين روزهاي زشت را
مي رسد روزي که بي من لحظه ها را سر کني
مي رسد روزي که مرگ يار را باور کني
مي رسد روزي که تنها در کنار عکس من
خاطرات کهنه ام را موبه مو باور کني

Home
Email
Night Skin